از این دنیا دلم خیلی گرفته
خدایا من از این دنیات شاکیم
خیلی داشت بهم سخت میگذشت
تا این که فکر کردم خدا بهم یه هدیه داده که دیگه برای همیشه خوش باشم
برای یه مدتی خوش بودم
خدا رو هم شکر میکنم که بودم
ولی الان تموم دلخوشیم بهم میگه :
تو برای من فقط یه سرگرمی بودی الانم دیگه تکراری شدی
خدایا اینه عدل دنیا ؟

نه مرغ شب از نالهي من خفت و نه ماهي
شد آه منت بدرقهي راه و خطا شد
کز بعد مسافر نفرستند سياهي
آهسته که تا کوکبهي اشک دل افروز
سازم به قطار از عقب قافله راهي
آن لحظه که ريزم چو فلک از مژه کوکب
بيدار کسي نيست که گيرم به گواهي
چشمي به رهت دوختهام باز که شايد
بازآئي و برهانيم از چشم به راهي
دل گرچه مدامم هوس خط تو دارد
ليک از تو خوشم با کرم گاه به گاهي
تقدير الهي چو پي سوختن ماست
ما نيز بسازيم به تقدير الهي
تا خواب عدم کي رسد اي عمر شنيديم
افسانهي اين بي سر و ته قصهي واهي

حالا که دوسم نداشتی تو. بذار برو !
